چی شد که این شدم؟(قسمت دوم:باز کردن قفل ها)

Blog title

سلام

خب دوستان؛ هفته گذشته در مورد انواع تله هایی که شناخته شدن صحبت کردیم و توضیحات کاملی در موردشون دادیم و قرار شد که در طول هفته درون خودمون رو بازبینی کنیم تا ببینیم ما درگیر کدوم تله های زندگی هستیم.

امروز میخوایم ببینیم این قفل ها به چه صورت هستن 🔓 و شروع کنیم به پیدا کردن کلید قفل هامون 🗝 پس با همدیگه میریم جلو

یا علی

داستان از جایی شروع میشه که ما چشم به این دنیا باز میکنیم 👼 این کودکی که به دنیا میاد پنج نیاز هیجانی داره:

1. امنیت، ثبات، دلبستگی ایمن

2. کفایت و ابراز خود

3. آزادی در بیان نیازها و هیجانات سالم

4. تفریح و خود انگیختگی

5. محدودیت های واقع بینانه

 

یه نکته رو باید همین جا بگم 👇

درسته که ما طرحواره ها رو به وجود نیاوردیم ولی اگر ادامشون بدیم با خود ماست

حتی اگر این نیازها تا الان برآورده نشدن مسئله ای نیست، خودمون میتونیم برآوردشون کنیم.

اگر بخواید دنبال مقصر بگردید و به جای مسیر درست رو رفتن حسرت بخورید، بهتون قول میدم نتیجه نمی گیرید هیییچ، اوضاع بدتر هم میشه، پس فقط به فکر این باشید که رو پای خودتون با قدرت بایستید و خودتون مسئلتون رو حل کنید، این بهترین کارِ ✌️

 

مغز ما یه حالت پلاستیکی داره! 🧠 اگر تا حالا این شکلی بوده پس از اینجا به بعد هم میتونه تغییر کنه. ساختار مغز به این صورت هستش که وقتی عادتی در اون شکل میگیره به حالت روتین در میاد و وقتی ما میخوایم اون عادت رو ترک کنیم مغز ما با تمام قوا در برابر تغییر مقاومت میکنه اما اگر ما مسیر رو ادامه بدیم و به واکنش های مغز توجه نشون ندیم و راهکار درست خودمون رو اعمال کنیم، مغز ما هم دست از لجبازی هاش برمیداره و ما پیروز میدان میشیم 🎖

 

طرحواره ها درون ما یه خلاء هایی رو ایجاد میکنن و ما برای اینکه این خلاء ها رو پر کنیم به دیگران رو میاریم که با اونها بتونیم این جاهای خالی رو پر کنیم.

 

چرا از چیزی که بدمون میاد دوری نمیکنیم و دنبال همون چیز هستیم!!؟؟

طرحواره ها عینک جهان بینی ما هستن 👓 و گاهی  حتی میدونیم اشتباهی وجود داره ولی غیر از اون برامون جذابیتی وجود نداره.

مثل اینکه در کودکی ظلمی دیدیم یا این ذهنیت رو در ما به وجود آوردند و حالا تمام جهان رو ظالم می بینیم یا حتی خودمون نقش ظالم پیدا میکنیم و ظلم میکنیم 😈

برای حل این مسئله و درمان طرحواره ها باید ازشون عبور کرد و نکته مهم اینه که طرحواره دیگران رو هم فعال نکنیم؛ یعنی چی!!؟؟؟

یعنی وقتی ما در برابر یه مسئله واکنش نشون میدیم مثلا احتیاج به محبت داریم و زیادی به دیگران میچسبیم، این اکثر اوقات طرحواره طرف مقابل رو هم فعال میکنه، یعنی نقش ظالم رو بازی کردن و سوء استفاده از این توجه زیاد 😈 و یا فرار از موقعیت و تنها گذاشتن شما 🚶...

پس در عین حال که حواسمون به تله های زندگی خودمون هست باید مواظب رفتارهامون باشیم که این رفتارهای ما باعث چراغ سبز شدن تله های دیگران نشه 🚦

 

بهترین راه حل چیه؟؟؟ 🤔

بهترین راه حل اینه که بدون طرحواره ها دنیا رو ببینیم.

 

امام عزیزمون حضرت امیرالمومنین (ع) دو جمله زیبا دارن:

1. اگر کسی معصیتی کرد فردا به همان چشم به او نگاه نکن شاید نیمه شب توبه کرده باشد

2. اگر مدام به فکر گناهان باشید به سمت آنها کشیده میشوید

در مورد اولی باید بگم که یعنی نذارید اتفاق ها باعث بشه اون رو بسط بدید و ذهنتون شما رو مجاب کنه که همیشه و همه جا همین طوریه ولی معنیش این نیست که ساده لوح بشیم، مواظب این ترفند باشید!

در مورد دومی هم یعنی وقتی مدام به تله هاتون، غصه هاتون، بدبختی ها و گرفتاری ها و دردها و.... فکر کنید در بیرون چیزی جز همین ها نمی بینید و این کاملا واضحِ

 

آیا راهی هست؟؟

بله     🥳

برای اینکه بتونیم با این حس ها مواجه بشیم و شفاف تر درکشون کنیم بیاید با هم یه بازی رو شروع کنیم

فکر کنید سوار یه ماشین زمان شدیم و قراره که برگردیم به گذشته خودمون یعنی به شش سالگی به قبل. میخوایم ببینیم اونجا چه خبره!!؟؟ 🧐

اگر چیزی یادتون نمیاد اشکالی نداره، خودت فکر میکنی اون موقع چه شکلی بودی و چه زندگی ای داشتی؟؟

به اینا فکر کن

1.برخورد اطرافیان با من چطوریه ؟

2. تفریح و بازی داشتم؟ چه بازی هایی رو انجام میدادم؟

3. احساس امنیت میکردم؟

4.نیازهام درست و سالم برطرف میشه؟

5. ناراحتی هام رو ابراز میکردم و میگفتم؟

6. احساس ضعف میکردم؟

7. رابطه ام با پدر و مادرم و اطرافیانم چه طوری بوده؟

و سوالات دیگه

سعی کن قشنگ خودت روببینی بدون هیچ حس فشاری انگار که داری فیلم میبینی 🖥 بذار در تو جریان پیدا کنن و ببینیشون

این رو بدون که باید نسبت به این مسائل آگاهی پیدا کنی؛ وقتی که یه موقعیت اشتباه وجود داره وقتی ازش فرار میکنی باعث تقویتش میشی و اون قوی تر وقوی تر میشه. اون نقطه های مورد نیاز خیلی آسون پیدا میشن فقط نیاز به یه کم تمرکز داره و فکر کردن به خاطره هامون

فقط به اطراف پرداختن، ما رو از دنیای درونمون دور میکنه پس باید به درونمون بریم تا اون نور درونی خودمون رو پیدا کنیم و با پیدا کردنش تاریکی ها رو پس بزنیم 🕯

برای پیدا کردن تله ها یه نکته هایی وجود داره. تله ها حول محور رویارویی با خودمون میچرخه. گیر کردن تو تله ها حس بودن تو خونه رو به ما میده چون ما رو با نتایجی روبه رو میکنه که تا حالا درگیرش بودیم حتی اگر در ظاهر دنبال نتیجه متفاوتی باشیم!

این تله ها رو علاوه بر نکات بالا از سه راه اساسی میتونی تشخیص بدی👇

1. اونها الگو و طرح های همیشگی هستن 🔁

2. اونها خود نابودگر اند به صورت تکرار شدن مداوم و پشت سر هم اش و به اصطلاح گیر کردن در حلقه آتش!

3. اونها برای بقای خودشون میجنگن و میخوان خودشون رو بهت اثبات کنن 🤼

 

معمولا وقتی با مشکلاتمون مواجه میشیم و یا ناراحتمون میکنن میریم به سمت تحریف کردن واقعیت و این بازی ذهن ماست؛ با کنترل افکارت میتونی کنترل خلق و خوی خودت رو در دست بگیری 💪

مدل تله ها و واکنش ما به اونها یه روندی داره. براتون توضیح میدم که متوجه بشید 🤓

درون خودتون رو شکل یه ظرف در نظر بگیرید که درونش هفت چیز وجود داره

1. احساسات

2. افکار

3. باورها

4. صداهای ذهنی

5. خاطرات

6. تصاویر ذهنی

7. حالات بدنی

الان میخوام رو یه شخصی این روند رو براتون مثال بزنم که میگه چرا منو رها میکنن؛ معمولا این اتفاقات درون اون شخص رخ میده:

احساساتم درگیر شده.فکر میکنم با ارزش نیستم. باور دارم کسانی که دوستشون دارم رهام میکنن. تو ذهن خودم صداهای سرزنش گر میشنوم که چرا نمیتونی نگهشون داری. تصاویر تنهایی و ناامنی خودم تو ذهنم میاد. حتی حالات بدنی ام تغییر میکنه و احساس ناتوانی میکنم.

 

مسیر رو دیدید!!؟؟؟ بقیه مسائل هم همچین روندی دارن و میتونید این چرخه رو در اونها هم پیدا کنید 🤔

 

وقتی میوفتیم تو مسیر تغییر، هم دلمون میخواد تغییر کنیم و هم در برابر تغییر مقاومت میکنیم و از اثری که داریم بر دیگران و بر اطرافمون میگذاریم بی خبریم، ما باید یاد بگیریم که بعد از فهمیدن و الهام گرفتن چگونه در مسیر تغییر گام برداریم 👊

این موضوع برخلاف این پیچیدگی های ظاهری ای که داره به ما یه نکته ساده رو گوشتزد میکنه! 🥸

وقتی این تله ها بر ما و زندگیمون اثر میذارن پس مسلما و قطعا تغییر اونها میتونه از این جا به بعد ما رو به بهترین شکل تغییر بده و تغییرات ما میتونه تاثیر گذار باشه و ما رو از بند این تله ها نجات بده 🤩

 

 

👈 این هفته تمرین هایی که در متن داده شده رو با دقت و حوصله و در ذهن خلوتی انجام بدین 📝

👈 کم نیارید و یادتون باشه رسیدن به چیزی که میخواید، شدنیه فقط باید پا کار وایستید 💪

به قول شاعر

دست از طلب ندارم تا کام دل برآید     یا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآید

 

مطمئن باشید اگر با توکل به خدا و با صبر قدم به قدم جلو برید امکان نداره که نتیجه نگیرید، وقتی شروع به شناخت و تغییر کنید اولش شاید با واکنش شدید مواجه بشید اما اگر با قدرت صبر کنید و ادامه بدید قفل ها دونه دونه باز میشن و از بند تله هاتون دونه دونه رها میشید، باز هم به قول شاعر

به جان دوست که غم پرده بر شما ندرد     گر اعتماد بر الطاف کارساز کنید

 

تاکید همیشگی من
این توضیحات صِرف شناخت بیشتر و آگاهی از خودمونه؛ برای حل مشکلات جدی باید از مشاور و یا از روان درمانگر کمک بگیریم.

 

سبز باشید 🍀

 

 

این داستان ادامه دارد...😉

نظرات این مقاله

برای ثبت نظر خود وارد حساب خود شوید . ورود به سایت

مهپاک💙

30 مرداد 1401 ساعت 17:32

ممنونم از مطلبی که به اشتراک گذاشتید

تو مقاله قبلی در پاسخ نظرم گفتید تیپ شخصیتی آدمها با هم متفاوته و ممکنه یکی دورنگرا و یکی برونگرا باشه، من وقتی دقت کردم دیدم خودم درونگرا هستم و از آدمهای درونگرا هم خوشم میاد... معمولا تحمل آدمهای برونگرای خیلی برام سخته و این موضوع تو خوابگاه دانشجویی هم خیلی اذیتم می‌کنه چون بیشتر هم اتاقی های بنده افراد برونگرا هستن و زندگی کنار اونها و تحمل رفتاراشون سخته.

در مورد مطالب امروز هم کاملا درست گفتید که ذهن وقتی با تغییر مواجه میشه و فرد میخواد یه عادت رو عوض کنه مقاومت می‌کنه 

خود من برای سحرخیز شدن خیلی سختی کشیدم و ذهنم همش مقاومت نشون میداد اما بعد از مدتی تونستم  حصار ذهنم رو بشکنم و عادت سحرخیزی رو ایجاد کنم، فکر میکنم اینجا پذیرش این سختی‌ها و مداومت و استمرار با وجود رنج‌های اولیه تنها راهیه که میشه یه عادت و رفتار رو تغییر داد یا یک عادت رو ایجاد کرد.

برای ترک عادت مخرب خودارضایی هم دقیقا همین اتفاق میفته و من روزهای اول ترک حدودا تا ۲۰ روز یا حتی یک ماه احساس خیلی بدی دارم و نوعی افسردگی سراغم میاد... خیلی ها میگن این نوع افسردگی در ابتدای مسیر ترک بخاطر عدم ترشح دوپامینه 

 

 

*محب اهل بیت*

04 شهریور 1401 ساعت 15:49

سلام

در مورد درونگرا و برونگرا بودن، مجزای از این بحث هست ولی میخوام اینو بهتون بگم. وقتی در مورد شخصیت ها و نوع رفتار انسان ها در برابر اتفاقات اطلاعات به دست میاریم و شناخت پیدا میکنیم، متوجه میشیم که باید چطور پیش بریم که به اصطلاح نه سیخ بسوزه نه کباب 😉

این مسائل شاید یه کمی از ما زمان بگیرن و نیاز به تمرین و ممارست باشن اما نتیجه ای که بهمون میدن واقعا عالیه و میتونه زندگی آدم رو از این رو به اون رو کنه

آفریییین و کاملا درسته 👌🏻همون طور که یه مسئله تو ذهن حک میشه برای برداشتن و جایگزینیش با یه مسئله تازه باید زمان و توجه گذاشت و این حتما جواب میده، مثل تلاش های مفید شما

مرسی به خاطر مثال خ. ا که گفتین

دقیقا همینطوره. خ. ا به خاطر عادت شدن و ترشح هورمون هایی که در بدن ما داره باعث یه اعمالی میشه که همون ها مثل مواد مخدر عمل میکنن. اصلا غیر ممکن نیست نجات پیدا کردن ازش ولی نیاز به آگاهی و تلاش و پشتکار داره. وقتی در مورد یه موضوع آدم شناخت درست و صد البته عملی پیدا کنه، امکان نداره نتیجه نگیره

*محب اهل بیت*

04 شهریور 1401 ساعت 15:53

یه نکته ای رو هم اضافه کنم

اون تعداد روز در هر فردی متفاوته، به میزان شدتی که از هر لحاظ دچار این مسئله شده و ما هر کدوممون با روش ها باید نقطه طلایی خودمون رو پیدا کنیم.

در مورد حس افسردگی هم چون دوپامین و هورمون های شادی به اصطلاح عام، در بدن کم میشن اون حس دست میده، به خاطر همینه که میگیم ورزش کنید و به کارهایی که علاقه داربن رو بیارین چون جای خالی اون هورمون ها به شکل سالم پر میشه و خیلی راحت تر میشه مسیر پاکی رو طی کرد